تبليغاتX
خاک پر گهر - حوض تاریخی بیدمشک

جمعه بیست و هشتم بهمن 1384

حوض تاریخی بیدمشک

 

حوض بيدمشك كازرون ـ سپهر

حوض بیدمشک در فاصله‌ی 4 کیلومتری شمال غربی شهرستان کازرون و در بین کوه‌ها و تپه‌هایی قرار گرفته که از نیمه‌ی دوم زمستان تا اواخر بهار سرسبزی چشم‌نوازی دارند. این حوض که در قسمت تفرجگاهی اصلی آن حدوداً 10 اصله درخت (که در میان آنها «بید» نیز وجود دارد)، یک چشمه که از دل کوه می‌تراود و در مسیر جریان آبی با دبی کم که از ارتفاعات بالاتر جاری شده قرار می‌گیرد و پس از عبور از پستی و بلندی‌هایی که در طی سالیان زیاد با توان خود در دل کوه و دشت‌های پایین‌تر به وجود آورده است، آرام آرام به زمین برمی‌گردد و یک حوضچه که اکنون به نی‌زاری تبدیل شده که حتی گاه از چشم گردشگران نیز پنهان می‌ماند، تشکیل شده است. درختان این مکان زیبا در تابستانِ گرم کازرون که تمامی سبزه‌های بهاری خشک شده‌اند، سبز است و گردشگرانی که پس از طی مسافت 4 کیلومتری و مشاهده‌ی سطح وسیعی از علف‌های خشک شده به یکباره به این فضای سبز و زیبا می‌رسند، خستگی احتمالی ناشی از پیاده‌روی را فراموش کرده و دل به محیط سبز و آرام بیدمشک می‌دهند.

امروز به همراه یکی از دوستانم برای چندمین بار به این مکان رفتیم. اما برخلاف دفعات گذشته این‌ بار علاوه بر استفاده از محیط آرام این فضا، به بررسی دقیقتر آن نیز پرداختیم. چند روز پیش در کتاب «کازرونیه» (مجموعه مقالات کازرون‌شناسی‌ـ‌انتشارات کازرونیه) در شرح حالی که از امین‌الدین بلیانی (از مشاهیر کازرون که در قرن هفتم و هشتم می‌زیست) و به قلم عمادالدین شیخ‌الحکمایی نوشته شده بود، خواندم که این چشمه (در کتاب مذکور با عنوان چشمه‌ی بمشق از آن یاد شده) توسط امین‌الدین بلیانی احیاء شده است، اما از آنجا که به بررسی زندگی بلیانی پرداخته توضیح بیشتری پیرامون این موضوع نداده و تنها یک راهنمایی برای بدست آوردن منابع بیشتر عنوان نموده. به هر حال این مسئله باعث شد که در این گردش موضوع را از زاویه‌ی دیگری (در آینده‌ای نه چندان دور در مورد تغییر زاویه‌ی دید و نتایج ناشی از آن در «بوسه‌ی تو» خواهم نوشت) به این حوض یا چشمه نگاه کنیم. در اولین قدم تصمیم گرفتیم که چشمه یا چشمه‌هایی را که از دل کوه‌های بالاتر جوشیده و در شیب‌ها و دره‌های کوه قرار می‌گیرند پیدا کنیم. پس از طی مسافتی (حدوداً یک کیلومتر) از بین مسیرهایی که انصافاً زیبایی خارق‌العاده‌ای را داشته‌اند و شامل آبریزهای متعددی با ارتفاع‌هایی بین 5/0 تا 1 متر بود و مناظری که ناشی از گفتگوی سالیانه‌ی آب و سنگ با نظرات سبزه‌ها و بعضاً تک درخت‌ها بود به محیطی ماسه‌ای و بایر رسیدیم. آبی که ما در خلاف مسیر جریان آن از شکاف‌های کم شیب عبور کرده بودیم از نقطه‌ی نامعلومی در کوه جاری بود. حتی فکر بالا رفتن از کوه در این شرایط هم آدم را خسته می‌کرد ولی مسافت قابل توجهی را در شرایط محیطی که سعی کردم خصوصیات طبیعیش را توضیح بدهم پیموده و هنوز به هدف اصلیمان نرسیده بودیم. گرچه با کمتر شدن دبی آب در طول مسیرمان مشخص بود که چشمه‌های زیادی در مسیر آن وجود دارد که ما از آنها عبور می‌کردیم ولی هنوز چشمه‌ی اصلی در پیش بود. تصمیم گرفتیم از کوه بالا برویم. در ارتفاع حدوداً 50 متری از کوه چشمه‌ی ابتدایی که جریان از آنجا شروع می‌شد خستگی ما را در زلالی خود حل کرد. گفتم «جریان»؛ منظورم از این کلمه هم جریان آب و هم جریان تاریخی این چشمه بود:

 

پیشینه‌ی تاریخی حوض بیدمشک:

دوستان من نه باستان‌شناسم و نه می‌توانم در این زمینه نظریه بدهم، سعی می‌کنم تنها شواهدم را از موضوع بیان نمایم تا شاید متخصصی پیدا شود و تحقیق مفصلی در این زمینه کرده و نتیجه‌ی آن را به وضوح بیان نماید. (البته ممکن هم هست که چنین کاری صورت پذیرفته باشد که یا منتشر نشده و یا اگر هم منتشر شده تا کنون ما به آن دسترسی نداشته‌ایم).

در سطور پیش اشاره کردم که (با توجه به نوشته‌ی کتاب کازرونیه) امین‌الدین بلیانی چشمه‌ی بیدمشک را احیاء کرده است، اما منظور از احیاء این چشمه چیست؟ در قرن هفتم و هشتم هجری که مسلمانان در منطقه‌ی فارس و به تبع آن کازرون وارد شده بودند، شهر بیشاپور تقریباً آخرین نفس‌های خود را کشیده و یا در حال کشیدن بود و ساکنین آن بعضاً به کازرون فعلی کوچ می‌کردند. زرتشتیان وقت هم یا به دین خود مانده بودند و در اکثر موارد گردنشان با تیغ تندروهای مسلمان آشنا شده بود و یا مسلمان شده بودند. منطقه‌ی کازرون هم در آن زمان همچون سایر مکان‌های جنوبی با مشکل دسترسی به آب روبرو بود. از طرفی نیز چشمه‌ی بیدمشک که در ارتفاع بالاتری از سطح کازرون واقع شده است مکانی بود با آب زلال و پاک که هم نیاز عموم مردم برای استعمال روزانه بود و هم نیاز آنها برای به جا آوردن آداب اسلام.

بر می‌گردیم به ابتدایی‌ترین چشمه‌ی حوض بیدمشک که در ارتفاع کوه، نخستین سرچشمه‌ی آب را تعمین می‌کرد. در مسیر برگشت دقت بیشتری به سنگ‌چین‌هایی کردیم که مطمئناً با ترازی که در دل کوه به وجود می‌آوردند و در بالای آنها فضایی جوی مانند به عرض حدوداً 25 سانتی‌متر با سنگ‌های فوقانی بوجود آمده بود و با توجه به شیب آنها، که از یک سو به منطقه‌ی اصلی تفرجگاهی حوض می‌رسید و از سوی دیگر دل کوه را تا رسیدن به چشمه‌ی اصلی می‌پیمود، می‌توانست بیان کننده این موضوع باشد که زمانی آب را از چشمه‌ی اصلی گرفته و به منطقه‌ی تفرجگاهی فعلی می‌رساند. اما چرا به آنجا؟

در مسیر بازگشت سنگ‌چین‌هایی که در طرف مخالف کوه نیز چیده شده بود توجه ما را به خود جلب کرد. اگر فرض هم بکنیم که آب از چشمه گرفته شده و به پایین هدایت می‌شد، پس سنگ‌چین‌های طرف مخالف کوه چگونه توجیه می‌شود؟

از تپه روبروی سنگ‌چین‌هایی که از یکسو به چشمه و از سوی دیگر به منطقه‌ی تفرجگاهی فعلی امتداد می‌یافت بالا رفتیم و منظره‌ی تحسین‌برانگیز روبرو و پشت سرمان ما را در ابهامی عجیب فرو برد. اگر از این مکان به طرف مقابل نگاه می‌کردی در وهله‌ی اول زیبایی طبیعت و پیچی که مسیر آب در دل کوه و دقیقاً از مقابل دیدگان ما شکل داده بود دیده می‌شد و بعد از آن سطح ترازی که توسط سنگ‌چین‌های متعددی که چشمه‌ی ابتدایی را از یک‌سو و حوض بیدمشک را از سوی دیگر هدف گرفته بودند به چشم می‌خورد، یعنی دقیقاً سیستمی یک پارچه برای هدایت آب. اما نکته‌ی عجیب آنجا بود که در پشت سر ما نیز مسیر‌های سنگ‌چین شده‌ای با عرض بیشتر از مسیر قبلی (حدوداً 50 سانتی‌متر) بود که به مسیر عبور آبی که اکنون خشک شده بود و در سمت دیگر تپه قرار داشت منتهی می‌شد.

حجم زیاد سؤال‌هایی که در ذهن ما ایجاد شده بود بدون جواب ماند و ما با ادامه‌ی مسیر آب به منطقه‌ی اصلی تفرجگاهی رسیدیم. اینبار حوضچه‌ی قبلی را از زاویه‌ی دیگری نگاه کردیم. یک شبه مسطیل نسبتاً بزرگ که اضلاع آن تقریباً 4 در 20 متر و به عمق حدوداً یک تا یک‌ونیم متر بود که در ضلع کوچک جنوبی آن حوضچه‌ی مسطیل کوچک‌تری به ابعاد تقریباً 1 در 10 متر و با عمق کمتری قرار داشت و در انتهای آن سنگی بود که با ابزار تراش خورده و مانند آبریزهای بالای یک سد خاکی کوچک آب را به بیرون و به جویی مانند سنگ‌چین‌هایی که در سطور قبل توضیح دادم می‌ریخت و در مسیر تپه‌ها گم می‌شد.

 

حوض بيدمشك كازرون ـ سپهر

 

در راه بازگشت به کازرون حفره‌ای که در زمین به وجود آمده بود و یک فضای مربعی سرپوشیده به ابعاد تقریباً 40 در 40 سانتی‌متر که از دو طرف دیوار چینی شده و با سنگ‌هایی در بالا مسقف شده بودند و همچنین یک مسیر سنگ‌چین روباز دیگر که برای اولین بار پوشش کف این مسیر را به ما نشان داد، سنگینی سؤالات ما را بیشتر کرد و در انتهای سفر بود که به یاد مسیرهای عبور آبی افتادم که از فاصله‌ی حدوداً 15 متری رودخانه‌ی شاپور عبور داده شده و سنگ‌برجسته‌های تنگ‌چوگان را تخریب کرده بودند تا آب چشمه‌ی ساسان را به اراضی بالای رودخانه‌ی شاپور برسانند (و دکتر سرفراز مدت‌ها پیش این مسیر را برای حفظ و شناسایی نقوش متوقف و سیستم مشابهی را از پایین نقوش و با ارتفاع کمتر در اختیار روستاییان قرار داد).

به هر حال صدای زیبای پرندگان و سبزی محیط چشمه‌ی بیدمشک، فضایی است که آرامش تحسین برانگیزی را به گردشگران خود اهدا می‌کند. متاسفانه حوض زیبای بیدمشک هم از بلایای ناشی از عبور انسان همچون آتش‌زدن درختان، رها کردن زباله‌های غیرقابل بازیافت و ... در امان نمانده است. اما از همه‌ی این مسائل که بگذریم، بیدمشک کازرون هنوز با مهربانی آغوش سبز خود را به روی گردشگرانش می‌گشاید و مأمنی برای تسکین دردهای روزمرگی‌شان فراهم می‌آورد.

مسیر دسترسی به حوض بیدمشک:

انتهای خیابان باهنر شهرستان کازرون، آنجا که آسفالت رسالت عبور رهگذران را به جاده‌ی خاکی وامی‌گذارد می‌توان با امتداد این جاده و عبور از تنگه‌ی میان دو کوه شمالی کازرون وارد دشتی وسیعی شد. اگر جاده‌ی سمت چپ را به طرف دامنه‌های کوه‌های روبرو دنبال کنید، پس از پشت سر گذاشتن تپه‌های کم ارتفاع و طی مسافتی حدوداً چهارکیلومتری از شهرستان کازرون، مطمئناً در انتهای جاده‌ای که تقریباً جز وسایل نقلیه‌ای مانند لاندرور و امثال آن نمی‌توانند تا آنجا پیش بیایند بدون هیچ نشانه‌ی دیگری یا از صدای آب و یا با مشاهده‌ی درختان، خودتان بیدمشک را خواهید شناخت.

باز هم خواهش من این است که:

1ـ قبل از رفتن به طبیعت حتماً یک کیسه زباله با خودتون ببرید و سعی کنید بجز زباله‌های خودتون، زباله‌های از قبل ریخته شده رو هم جمع کنید.

2ـ تا جایی که می‌تونید از روشن کردن آتش خودداری کنید، و در صورتی که نیاز به روشن کردن آتش بود (مخصوصاً از اونجایی که اکثراً کازرونی‌ها به این اماکن می‌رند و آتش هم جز لاینفک این تفریح‌ها براشون حساب می‌شه)، خواهش می‌کنم شاخه‌ی درختان رو قطع نکنید، شاید در ظاهر خشک باشند ولی فصل بهار و تابستان برگ و ثمره دارند. برای روشن کردن آتش می‌تونید چوب‌های روی زمین را جمع کرده و در یک مکان که از درخت فاصله‌ی مناسبی داره و به گیاهان اطراف هم صدمه نمی‌زنه، آتش را روشن کنید.

3ـ قبل از برگشت هم دقت کنید تا آنجا که می‌تونید، فضا را طوری مرتب کنید که پیش از اومدن شما به طبیعت هم بوده. حتماً مقدار زیادی آب را روی آتشی که روشن کرده‌اید بریزید و یا اگر آب نبود، اینقدر خاک بریزید که مطمئن شوید آتش از درون هم خاموش شده و دیگر خطری ایجاد نمی‌کند.

 

 ...........................................................................................................................

 

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :

 

مقدمه كتاب مفتاح الهدايه (تهران/روزنه/ 1376)

 

با تشکر از جناب آقای عمادالدین شیخ الحکمایی

نوشته شده توسط محسن عباسپور در 23:8 |  لینک ثابت