دوشنبه پانزدهم مهر 1387
آتشکده جره؛ بنای تقویمی و نجومی ایرانِ باستان

توضیح: این نوشتار در صفحه تاریخ شماره 133 هفتهنامه بیشاپور منتشر شده و همچنین متن کامل آن نیز در بخش گردشگری سایت کازروننما قابل دسترسی میباشد. در این وبلاگ چکیده مقاله تقدیم میشود:
در مرور تاریخچه سرزمین پهناور ایران که همواره پل ارتباطی میان شرق و غرب بوده و زمانی تمدنهای فلات آسیا را به سرزمینهای کوهستانی و جلگهای اروپای امروزی و بینالنحرین متصل مینموده، یکی از نکاتی که بسیار حائز اهمیت بوده، آیین، کیش و یا به تعبیر امروزی مذهب است. به گونهای که از زمان تشکیل نخستین دولت منسجم توسط هخامنشیان تا به امروز، همواره مذهب و مذهبیون از مولفههای اصلی شکلدهی نظامهای اجتماعی محسوب میشدهاند.
آنچه مذهب در دل تاریخ ایران به جای گذاشته، علاوه بر اعتقادات و روحیات ویژهای که در عالم روحانی تجلی مییافته، بناها و ساختههایی است که گاه در دل شهرها یا مجاور آنها همچون معابد و نیایشگاههای آب و آتش و یا به گونهای منفک و جدا در بلندای کوهها همچون دخمههای آیین زرتشت بنا نهاده میشدند.
دامنه و گستردگی تنوع این بناها هم، از تندیسهای کوچکی که تصویرگر مفاهیم خاص مذهبی بوده و یا گوردخمهها و استودانهای کوچک گرفته تا معابد بزرگی همچون آتشکدهها متغیر هستند.
در این میان، دشتی که امروز کازرون مینامیم نیز همچون بسیاری دیگر از نقاط ایرانزمین، دارای برجستگیهای متعدد باستانی به ویژه بناهای مذهبی پیش از اسلام و پس از آن است که خواه در بنا و خواه در روح دمیده شده در کالبد آنها تجلی یافتهاند.
اهمیت این سرزمین به خصوص در میان ساسانیان و دقیقاً پس از نبردها و فتوحات متعدد شاپور و بنا نهادن شهر زیبای بیشاپور در میان نیاکان ما بیشتر شد. در همان دوران (ساسانیان) و به موازات افزایش قدرت موبدان و مذهبیون در دستگاه دولتی علاوه بر افزایش نقش آنها بر زندگی مردم، آثار بیشتری نیز در قلمرو ایران به مذهب اختصاص داده و پدید آورده شد. به نحوی که به عنوان مثال تنها در منطقهی کازرون امروزی، علاوه بر بزرگترین کتیبهی پهلوی که حاوی متنی مذهبی و مربوط به تعالیم زرتشت میباشد و معبد زیبا و باشکوه آناهیتا، آتشکدههای متعددی را پدید آوردند که امروزه بقایای برخی از آنها همچون آتشکده جره(گره)، آتشکده کازرون و آتشکده بیشاپور همچنان برجای مانده است.
آتشکده یا چارطاقی جره که اکنون فاقد هرگونه حصار و حفاظت فیزیکی است دارای ابعادی به طول14/30متر میباشد که همین طول نسبتاً زیاد ابعادش، از آن بنایی ساخته که از فاصلهی چند کیلومتری هم میتوان زیباییاش را بر فراز تپهای که بر آن بنا شده و در مجاورت رودخانهی جره به تماشا نشست. رودخانهای که از ارتفاعات کوهمره سرخی سرچشمه گرفته و بعد از مشروب نمودن اراضی جره به طرف غرب متمایل میشود و وارد منطقهای کوهستانی میگردد. این رودخانه در ادامهی مسیر خود به رودخانهی دالکی ملحق شده و سپس به آغوش خلیج فارس وارد میشود.
آتشکده جره را با سنگهای تراش خورده و با نمایی محدب بنا نهادهاند. وجود درگاههای وسیع و شکل خاص سقف آن نیز از دیگر ویژگیهای خاص معماری آن محسوب میشود.
بسیاری بر این عقیدهاند که آتشکده جره یکی از چارطاقهای اربعهی معروف است که توسط »مهرنارسه« (یکی از قدرتمندترین و متنفذترین شخصیتها در میان بزرگان عصر ساسانی) بنا نهاده شده است.
کاربرد تقویمی آتشکده جره
آتشکده جره صرفنظر از کاربرد چهارطاقی به عنوان آتشکده یا هر نام دیگر، سازوکار خاص تقویمی و گاهشماری جالب توجهی دارد. با بررسی و شناخت بهتر این سازوکار به وضوح درمییابیم که ساخت چنین بناهایی نشانهای است از دانش و علوم دقیق در ایرانباستان، دانشی که در طی هزاران سال به جای آنکه بر آن افزوده شود، از یادها رفته و به فراموشی سپرده شده است.
برای معرفی و شناخت سازوکار ذکر شده در آتشکده جره کازرون ابتدا بایستی مقدمهای در خصوص گردش ظاهری خورشید و کاربرد آن برای سنجش زمان و تنظیم تقویم خورشیدی را مرور نمود.
اگر طلوع خورشید از اول فروردینماه تا اول تیرماه 23درجه و 26دقیقه تغییر میکند، انتظار داریم که در اول اردیبهشت یک سوم این فاصله و در اول خرداد دو سوم این فاصله را پیموده باشد، اما اینگونه نیست و سرعت این تغییرات در حوالی اعتدالها به حداکثر میزان خود و در انقلابها به حداقل میرسد، به صورتی که در اول اردیبهشت فاصله طلوع خورشید از شرق 5/11درجه قوسی و در اول خردادماه 20درجه قوسی میباشد. به عبارت دیگر محل طلوع خورشید در فروردینماه 5/11درجه، در اردیبهشتماه 5/8درجه و در خرداد ماه فقط 5/3درجه تغییر میکند.
دانستیم که خورشید در هر روز سال از نقطهای خاص طلوع میکند و این خصوصیت بهترین شاخص برای تعیین زمان و استخراج تقویم خورشیدی است. در ادامه خواهیم دید که چگونه از این شاخص استفاده میشده است.
پس از درک این مقدمه بایستی نگاهی کوتاه هم به معماری آتشکده جره و حتی سایر آتشکدههای ایران داشته باشیم.
در بررسی ابعاد و اندازههای چهارطاقیهای ایران به نکتهی جالب توجهی برمیخوریم. آن هم تناسبی است که بین پهنای پایهها و طول هر ضلع چهارطاقی وجود دارد. به گونهای که در بناهای کوچکی همچون چهارطاقی کازرون یا بناهای بزرگی همچون چهارطاقی فیروزآباد، بطور ثابت و یکسان رعایت گردیده و از نسبت 2/3: 1 تا 9/3: 1 فراتر یا فروتر نمیرود.
همانگونه که در نقشه میبینید، این تناسب باعث میشود تا بین گوشههای پایهها و خطدیدهایی که به موجب آنها تشکیل میشود، فاصلهای در حدود 5/23 درجه ایجاد گردد. فاصلهای که با زاویه میل خورشید در آغاز هر یک از فصلهای سال برابر است.
برای سنجش آغاز سال و آغاز فصل با استفاده از آتشکده جره بایستی از گوشهها و زوایای داخل آن استفاده کنیم. رصد و سنجش سایهها در حدود 20دقیقه پس از طلوع خورشید انجام میشود. چرا 20دقیقه پس از طلوع خورشید و نه دقیقاً بلافاصله پس از طلوع خورشید؟ به این خاطر که هنگام طلوع خورشید، پرتوهای آن بیشترین مسافت را در جو طی میکند و احتمال اینکه گرد و غبار موجود در جو و در افق و نیز مه صبحگاهی مانع از رسیدن پرتوهای خورشید به آفتابسنجها شود، بسیار زیاد است. در نتیجه رصد سایهها را دقایقی پس از طلوع خورشید انجام میدادند.
پرتوهای خورشید بامدادی در نخستین روز از هر فصل در امتداد خطوط مشخص شده در نقشه میتابند. (خطها مرز میان آفتاب و سایه را نشان میهند.) بنابراین مطابق نقشه مربوط به پلان آتشکده جره هنگامی که پرتوهای بامدادی خورشید در مسیر AB واقع شوند و شخص ناظر به گونهای بایستد که در فاصله چندمتری از آتشکده و در امتداد خط مذکور بتواند طلوع آفتاب را دقیقاً در فاصلهی اندک میان زوایای داخلی دو پایهی آتشکده مشاهده نماید، شب یلدا پایان یافته و فصل زمستان آغاز میشود.
همچنین اگر پرتوهای بامدادی خورشید در مسیر CD واقع شوند و شخص ناظر به همان شیوهی مذکور طلوع آفتاب را این بار از زوایای داخلی دو پایهی دیگر مشاهده نماید، میتواند دریابد که فصل تابستان آغاز شده است.
اما نکتهی حائز اهمیت و حساس دیگر مربوط به رصد کردن طلوع خورشید صبحگاه پاییز و بهار است که به خصوص در ایران باستان اهمیت ویژهای داشته است. چراکه جشن نوروز از برجستهترین جشنهای ایرانیان به شمار میآمده و تعیین زمان دقیق آن حساسیتهای خاص خود را داشته است.
نیاکان ما در سرزمینی که امروز کازرون مینامیم برای رصد طلوع خورشید در صبحگاه پاییز و بهار بایستی در امتداد محور فرضی EF که دقیقاً از وسط آتشکده عبور میکرده قرار میگرفتند و با مشاهده قدکشیدن خورشید در مقابل خود آغاز سال جدید و یا نزدیک شدن به مهرگان را جشن میگرفتند.
بایستی توجه داشت رصد خورشیدِ صبحگاه تابستان و زمستان به دلیل فاصلهی اندکی که میان زوایای داخلی پایهها در دو گوشهی مقابل به هم به وجود میآید راحتتر میباشد، اما شناسایی محل دقیقی برای رصد خورشید در ابتدای بهار و پاییز با استفاده از شاخصی دیگر امکانپذیر بوده.
به گونهای که خورشید پس از طلوع در صبحگاه روز نخست بهار و روز نخست پاییز، دقیقاً در امتداد محور فرضی EF قرار میگرفته و سایهی باریک و بلند شاخصی که در میانهی داخلی روزنه، مانند شاغولی آویزان و آونگ بوده و امروزه محل آن همچنان باقی میباشد، بر میانهی چهارطاقی واقع میشود. چنین شاخصی با کاربرد ذکر شده در آتشکده بازهیهور نیشابور نیز وجود داشته است و در آنجا هم برای تعیین شروع فصل پاییز و بهار استفاده میشده است.
بدین ترتیب و با توجه به مستندات فوقالذکر میتوان عنوان نمود که آتشکده جره همچون سایر آتشکدههای ایران بنایی با کاربری تقویمی و نجومی نیز بوده است که از آن استفادههای لازم میشده است.
این بنا نیز همچون بسیاری دیگر از بناهای ایران باستان هنوز رازهای زیاد دیگری را در دل نهفته دارد.
.............
* عنوان و ایده اصلی نگارش و تنظیم این مقاله برگرفته شده از کتابی با عنوان مشابه، نوشتهی دکتر رضا مرادیغیاثآبادی و به نام »بناهای تقویمی و نجومی ایران« است.
............
منابع:
ـ بناهای تقویمی و نجومی ایران، رضا مرادی غیاثآبادی ـ چاپ دوم، انتشارات نوید، 1382
ـ فرهنگ و تمدن ساساني / تاليف : سيد حسن موسوي ، انتشارات آرمانگرا، 1380
ـ کازرونیه (مجموعه مقالات کازرونشناسی، دفتراول)، به کوشش عمادالدین شیخالحکمایی، تهران، کازرونیه، 1381
